![]() |
![]() |
|
| back to list | ||
| Heinrich Boll | Heinrich Boll | |
|
طعم نان |
پیراهن ابریشمی سبز رنگ |
|
|
(داستانها یکوتاه هاینریش بل – جلد دوم ) |
(داستانها ی کوتاه هاینریش بل – جلد ) |
|
|
هاینرش بل |
هاینرش بل |
|
|
ترجمه محمد اسماعیل زاده |
ترجمه محمد اسماعیل زاده |
|
|
چاپ اول / 60 ص / 750 تومان |
چاپ اول / 68 ص / 850 تومان |
|
|
مرد شتاب زده گوشه ای از نان را کند ، چانه اش می لرزید. اخساس کرد چگونه عظلات دهان و فکش بالا و پاییتن می پرد.سپس دندانهایش را در تکه ناهموار و بریده شده نان فرو بردو مشغول خوردن شد .او نان می خورد گو اینکه بیات بود و از هفته پیش مانده بودتکه نانی خشک بود ، با برچسب سرخ رنگ شرکت نان پزی ...
|
|
ناگهان لبخندی زدم و پیپم را روشن کردم و پیراهن کثیف و کهنه چسبناکم را از تنم در آوردم و پیراهن لطیف ابریشمی ام را به سرعت پوشیدم . نسیمی خنک تمام دنج و درد و تلخکامی را از تنم زدود.نفسی تازه به کالبدم دمیده شد. هنگامی که دوباره قدم زنان بر روی جاده شوسه به ایستگاه راه آهن نزدیک می شدم...
|